تبهکاری به نام “جوکر” (با بازی “هیث لجر”) بانکی را سرقت کرده و پس از قتل همدستاناش با پولهای مسروقه فرار میکند. همزمان اربابان جنایت در “گاتام سیتی” گرد هم میآیند تا در برابر حملات “بتمن” و نقشههای “ستوان جیم گوردون” چارهای بیندیشند، چون دادستان شهر “هاروی دنت” نیز تصمیم به مقابلهی سرسختانه با تبهکاران گرفته و این سه نفر قصد دارند فساد و جنایت را برای همیشه از شهر بزدایند. تبهکاران از طریق حسابدار چینیشان “لائو” خبردار میشوند که پلیس قصد حمله به ذخیرهی مالیشان را دارد و تصمیم به خروج آن از کشور میگیرند. در این هنگام “جوکر” سر رسیده و پیشنهاد میدهد در ازای دریافت نیمی از کل پولها، به آنان کمک کند و این کمک چیزی نیست جز کشتن بتمن… وقتی در سال 2005 “کریستوفر نولان” کارگردان بااستعداد امریکایی، برای زدودن گرد و خاک از لباسهای سیاه بتمن برگزیده شد، به راحتی قابل حدس بود که انتخاب وی از سر ضرورت تزریق خون تازهای در رگهای این پروژهی پولساز است. استقبال منتقدان از بازیافت هنرمندانهی این پدیده آنقدر مثبت بود که تهیهکنندگان را برای خرج 180 میلیون دلار جهت ساخت دنبالهای تازه با حضور بزرگترین دشمن وی، “جوکر” ترغیب کند. حاصل این سرمایهگذاری هماکنون روی پردهی سینماهای دنیاست و فقط در امریکای شمالی بیش از 480 میلیون دلار در گیشه به چنگ آورده است و دور از انتظار نیست که در فروش جهانی رقم یک میلیارد دلار را نیز پشت سر گذارد. برخورد منتقدان نیز همانطور که تصورش میرفت، بسیار خوب بود و مرگ نابهنگام “هیث لجر” بازیگر نقش “جوکر” نیز به خودی خود تبدیل به تبلیغی برای فیلم شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:23  توسط m.j
|
“امپراتور هان” ملقب به “اژدها” بر تمامی دشمنان خود پیروز میشود و بسیاری از آنها را پای دیوار چین دفن میکند. ولی او که توانسته بر “پنج عنصر” تسلط یابد، قادر به شکست مرگ نیست. از این رو دست به دامان “زی یوآن” میشود، زن ساحرهای که راز جاودانگی را میداند. “هان” به “ژنرال مینگ”، فرماندهی سپاهیان خود دستور میدهد تا از “زی” مراقبت کند. اما آن دو عاشق یکدیگر میشوند. زمانی که “زی” طلسم جاودانگی را بر “هان” آشکار میکند، “هان” ژنرال “مینگ” را در برابر چشمان وی به قتل میرساند. سپس قصد جان “زی” را میکند، اما “زی” که زخمی شده، “هان” و سپاهاش را نفرین و تبدیل به سنگ کرده و میگریزد… قرنها بعد، در سال 1947 “الکس اکانل” که پا جای پای پدر گذاشته، با حمایت مالی “راجر ویلسون” مقبرهی امپراتور “هان” را کشف میکند… قسمت سوم مجموعه فیلمهای “مومیایی” در سال 2008 به کارگردانی “راب کوهن” با هنرنمایی “جت لی” و “برندن فریزر” ساخته شد. فیلم که بودجهای 145 میلیون دلاری را صرف کرده بود، تاکنون از فروش جهانی خود بالغ بر 286 میلیون دلار به دست آورده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:21  توسط m.j
|
برگمن (با بازی “ال پاچینو”) به همراه “مایک والاس” تهیهکنندهی یک برنامهی خبری جنجال برانگیز در کانال CBS به نام “شصت دقیقه” هستند. او همواره به دنبال سوژههای داغ و دردسرساز میگردد که در این حین به یک پروندهی مشکوک در مورد کمپانیهای تولید سیگار برمیخورد. “برگمن” برای به دست آوردن اطلاعات دقیق به سراغ یکی از کارمندان ارشد کمپانی مذکور به نام “جفری وایگند” (با بازی “راسل کرو”) که اخیرا اخراج شده است میرود، پس از اصرار فراوان “برگمن” و دادن تضمینهای لازم، از جمله عدم نمایش تصویر او در برنامه، “جفری” اطلاعات و اسرار بسیار تکاندهندهای را در اختیار “برگمن” میگذارد و حتی در برنامهی تلویزیونی وی حاضر و پرده از رازی تکاندهنده برمیدارد ولی کمپانیهای عظیم دخانیات مانع از پخش این مصاحبه میشوند… “خودی” در سال 1999 به کارگردانی “مایکل مان” ساخته شد تا یکی از واقعیترین برگردانهای سینما از ماجراهای واقعی باشد. فیلم در سال 2000 نامزد 7 اسکار از جمله بهترین نقش اول مرد برای “راسل کرو”، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و بهترین فیلم سال شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:18  توسط m.j
|
قتل مصلحتی فیلمی است با بازی دو افسانه ی برنده اسکار ، دو بازیگری که کمتر اهل سینمایی است که شیفته ی آنها نباشد در نقش 2 کارآگاه پلیس شهر نیویورک که در کنار هم به ایفای نقش پرداختند.آنها ماموریت تحقیق در مورد قتل های زنجیره ای که همه آنها توسط یک قاتل زیرک و با تزریف ادرنالین انجام می شود، را بر عهره دارند.
دنیرو و پاچینو با نام های David Fisk & Thomas Cowan پس از سه سال کار در کنار هم در پلیس نیویورک در آستانه بازنشستگی مسئول بررسی پرونده این قتل می شوند.این قتل ها به نظر میرسد ریشه در پرونده ای که این دو کارآگاه در سال های قبل از خدمتشان داشته اند، دارد.
داستان از قتل یک قربانی که خود مشکوک به جرم در سال های قبل بوده است آغاز می شود. جسد او به همراه 4 خط شعر بر روی بدنش پیدا می شود.
با پیدا شدن مورد قتل های مشابه دو کارآگاه به این نتیجه میرسند که با یک سری قتل های زنجیره ای طرف هستند که قربانی هایش مجرمان و جنایت کاران می باشند.این قاتل به پیدا کردن مجرمانی که پلیس از متهم کردنشان عاجز بوده پرداخته و شر این مجرمان را برای همیشه از خیابان ها خلاص می کند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:12  توسط m.j
|